این پالیسی بریف نشان میدهد که چگونه آموزش دینی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان به یک نظام متمرکز تبدیل شده است که تنها یک برداشت مورد تأیید حکومت از اسلام را ترویج میکند. مدارس دینی بهسرعت گسترش یافتهاند، تنوع دیدگاهها و سنتهای دینی را محدود ساختهاند و از مکاتب و فضاهای عمومی برای گسترش دیدگاههای سختگیرانه و مطلقگرایانهای استفاده میشود که تکثرگرایی و دموکراسی را رد میکنند. این پالیسی بریف استدلال میکند که این نهادها اکنون به ابزارهایی برای کنترول، اعمال نفوذ و جذب نیرو نیز تبدیل شدهاند. در پایان، بر مقاومت و تلاشهای به رهبری خود افغانها، با حمایت بازیگران منطقهای و بینالمللی، برای حفاظت از شکلهای بازتر و متعادلتر آموزش تأکید میکند.
