این خط زمانی، مهمترین تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی را نشان میدهد که از سال ۱۹۷۳ به اینسو بر افغانستان تأثیر گذاشتهاند. از سقوط نظام شاهی و حملۀ شوروی گرفته تا ظهور طالبان، مداخلۀ بینالمللی پس از سال ۲۰۰۱ و بازگشت امارت اسلامی در سال ۲۰۲۱، این رویدادها به ما کمک میکنند تا درک کنیم که افغانستان چگونه به وضعیت کنونی رسیده است.
مرحله
اول — ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۱: کودتاها، انقلابها و اشغال افغانستان توسط
شوروی
۱۷ جولای ۱۹۷۳ — کودتای
داوود خان و پایان نظام شاهی
محمد داوود خان هنگام اعلام جمهوری افغانستان، ۱۹۷۳.
در ۱۷ جولای ۱۹۷۳، محمد
داوود خان با یک کودتای بدون خونریزی، محمد ظاهر شاه را از قدرت برکنار کرد، به
نظام شاهی پایان داد و جمهوری را اعلام کرد. حکومت او در کنار تلاش برای نوسازی
کشور و اصلاحات اقتصادی، بر ملیگرایی پشتون نیز تأکید داشت که باعث افزایش تنشها
با پاکستان شد. افزایش سرکوب سیاسی و اختلاف با حزب دموکراتیک خلق افغانستان،
داوود خان را تا سال ۱۹۷۸ از
نظر سیاسی منزوی ساخته بود.
۲۷ اپریل ۱۹۷۸ — انقلاب ثور
نیروهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان رادیو
افغانستان را تصرف میکنند، ۱۹۷۸.
در ۲۷ و ۲۸ اپریل
۱۹۷۸، جناح خلق حزب دموکراتیک خلق افغانستان به
رهبری نورمحمد ترهکی، در یک کودتای خونین حکومت داوود خان را سرنگون کرد و او و
اعضای خانوادهاش را کشت. اصلاحات مارکسیستی حکومت ترهکی، از جمله توزیع مجدد
زمین، گسترش حقوق زنان و سیاستهای ضد روحانیت، با مقاومت شدید در مناطق روستایی
روبهرو شد. در پی آن، بازداشتهای گسترده، تصفیههای سیاسی و ناآرامیهای وسیع
آغاز شد که کشور را با بیثباتی جدی روبهرو ساخت.
۲۷ دسمبر ۱۹۷۹ — تهاجم شوروی به افغانستان
تانکهای شوروی وارد کابل میشوند، ۱۹۷۹.
در ۲۷ و ۲۸ اپریل
۱۹۷۸، جناح خلق حزب دموکراتیک خلق افغانستان به
رهبری نورمحمد ترهکی، در یک کودتای خونین حکومت داوود خان را سرنگون کرد و او و
اعضای خانوادهاش را کشت. اصلاحات مارکسیستی حکومت ترهکی، از جمله توزیع مجدد
زمین، گسترش حقوق زنان و سیاستهای ضد روحانیت، با مقاومت شدید در مناطق روستایی
روبهرو شد. در پی آن، بازداشتهای گسترده، تصفیههای سیاسی و ناآرامیهای وسیع
آغاز شد که کشور را با بیثباتی جدی روبهرو ساخت.
۲۷ دسمبر ۱۹۷۹ — تهاجم شوروی به افغانستان
در دهۀ
۱۹۸۰، گروههای مجاهدین مانند حزب اسلامی و جمعیت
اسلامی، از طریق سازمان استخبارات نظامی پاکستان (ISI) حمایت گستردۀ خارجی دریافت کردند. در چارچوب
عملیات «سایکلون»، ایالات متحده و عربستان سعودی میلیاردها دالر به گروههای
مقاومت علیه شوروی کمک کردند. با وجود تلاشهای مکرر سازمان ملل متحد برای میانجیگری،
جنگ در بخشهای زیادی از کشور ادامه یافت و باعث افزایش تلفات غیرنظامیان و ویرانی
گسترده شد.
اپریل ۱۹۸۶ — ریاستجمهوری داکتر نجیبالله
رئیسجمهور
نجیبالله با میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد شوروی، دیدار میکند، ۱۹۸۷.
در می ۱۹۸۶، شوروی ببرک کارمل را کنار گذاشت و داکتر نجیبالله،
رئیس پیشین خاد، ادارۀ استخبارات و امنیت دولتی افغانستان، را به جای او به قدرت
رساند. نجیبالله در جنوری ۱۹۸۷ سیاست
«مصالحۀ ملی» را آغاز کرد که شامل عفو عمومی، قانون اساسی جدید و تشکیل حکومت
ائتلافی بود. با این حال، این برنامه نتوانست حمایت کافی گروههای عمدۀ مجاهدین را
به دست آورد، در حالی که میخائیل گورباچف برنامههای خروج نیروهای شوروی از
افغانستان را سرعت بخشید.
۱۴ اپریل ۱۹۸۸
— توافقات جینوا
ایالات متحده و اتحاد شوروی توافقات جینوا را امضا میکنند.
توافقات جینوا در سال ۱۹۸۸ با میانجیگری سازمان ملل متحد، جدول زمانی خروج
نیروهای شوروی از افغانستان را مشخص کرد و شامل تعهداتی برای عدم مداخله میان
افغانستان، پاکستان، ایالات متحده و اتحاد شوروی بود. بسیاری از گروههای مجاهدین
از این توافقات انتقاد کردند، زیرا در مذاکرات حضور نداشتند. این توافقات همچنین
تأثیر چندانی بر کاهش درگیریهای فرامرزی نداشت. با پایان یافتن مداخلۀ مستقیم
نظامی شوروی در افغانستان، جنگ داخلی همچنان ادامه یافت. خروج نیروهای شوروی در می
۱۹۸۸ آغاز شد و در ۱۵ فبروری ۱۹۸۹ به پایان رسید.
۱۵ فبروری ۱۹۸۹ — خروج
نیروهای شوروی از افغانستان
سربازان شوروی با عبور از دریای آمو از طریق «پل
دوستی»، به یک دهه اشغال افغانستان پایان میدهند.
در ۱۵ فبروری ۱۹۸۹، جنرال بوریس گروموف
بهعنوان آخرین سرباز شوروی از دریای آمو عبور کرد و از افغانستان خارج شد؛
رویدادی که پایان خروج نظامی شوروی از افغانستان را رقم زد. توافقات جینوا در سال ۱۹۸۸ زمینه را برای این
روند فراهم کرده بود. با خروج نیروهای شوروی، نزدیک به یک دهه حضور مستقیم نظامی
شوروی در افغانستان پایان یافت و حکومت نجیبالله بدون حضور نیروهای شوروی در
میدان جنگ، به نبرد با مجاهدین ادامه داد.
۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱
— قطع کمکهای شوروی
با کاهش کمکهای شوروی، نجیبالله با انزوای
فزایندۀ سیاسی روبهرو میشود، کابل، ۱۹۹۱.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی در دسمبر ۱۹۹۱، با قطع ناگهانی کمکهای مسکو، حکومت نجیبالله با کمبود شدید منابع نظامی و اقتصادی روبهرو شد. با پیوستن فرماندهان مهمی مانند عبدالرشید دوستم به مجاهدین، انزوای سیاسی حکومت بیشتر شد. همزمان با پیشروی نیروهای مجاهدین به سوی کابل، تلاشهای نمایندۀ سازمان ملل متحد برای انتقال قدرت از طریق تشکیل یک شورای موقت بیطرف نیز در نهایت ناکام ماند.
مرحله دوم — ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۱: جنگ داخلی، ظهور طالبان و پیامدهای جهانی
اپریل ۱۹۹۲ — سقوط حکومت نجیبالله و تشکیل دولت اسلامی افغانستان
رهبران
مجاهدین توافقنامۀ پیشاور را امضا کرده و تشکیل یک دولت انتقالی اسلامی را اعلام
میکنند، ۱۹۹۲.
در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲، پس از سقوط حکومت نجیبالله، گروههای مجاهدین وارد کابل شدند و دولت اسلامی افغانستان را به رهبری صبغتالله مجددی بهعنوان رئیس دولت موقت تشکیل دادند. پس از او، برهانالدین ربانی به قدرت رسید. توافقنامۀ پیشاور بهزودی در پی اختلافات و درگیریهای میان گروههای مختلف مجاهدین با مشکل روبهرو شد. جنگ میان گروههای رقیب مجاهدین، از جمله نیروهای حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، بخشهای زیادی از کابل را ویران کرد و باعث کشته شدن دهها هزار غیرنظامی شد.
۱۹۹۴ — ظهور
طالبان
نیروهای
طالبان در سالهای نخست ظهور این گروه، ۱۹۹۴.
جنبش طالبان در خزان ۱۹۹۴ از مدارس دینی در جنوب
قندهار و به رهبری ملا محمد عمر ظهور کرد. طالبان با وعدۀ تأمین امنیت، عدالت و
برقراری نظام اسلامی، اعلام کردند که میخواهند به هرجومرج ناشی از جنگ و حاکمیت
فرماندهان محلی پایان دهند. آنان بهسرعت قندهار را تصرف کردند و تا سپتمبر ۱۹۹۵
هرات را نیز به کنترل خود درآوردند. سازمان استخبارات نظامی پاکستان (ISI) حمایت
مهم نظامی و لوژستیکی در اختیار طالبان قرار داد و این جنبش را یک نیروی مهم در
آیندۀ سیاسی افغانستان میدانست.
سپتمبر
۱۹۹۶ — تصرف کابل توسط طالبان
طالبان
پرچم خود را بر فراز ارگ ریاستجمهوری در کابل برافراشتند، ۱۹۹۶.
در ۲۷ سپتمبر ۱۹۹۶، نیروهای طالبان کابل را تصرف
کردند و رئیسجمهور پیشین، داکتر نجیبالله، را از دفتر سازمان ملل متحد بیرون
کشیده و در ملأ عام کشتند. ملا محمد عمر «امارت اسلامی افغانستان» را اعلام کرد و
قوانین سختگیرانۀ شرعی را به اجرا گذاشت. زنان بهسرعت از آموزش و کار منع شدند و
مقررات سختگیرانه در مورد پوشش و مجازاتهای علنی، از جمله سنگسار، به بخشی از
سیاستهای حکومت طالبان تبدیل شد. تنها پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحدۀ
عربی حکومت جدید طالبان را به رسمیت شناختند.
۱۹۹۸ — کشتارها در مزارشریف
گورهای
دستهجمعی پس از حملات طالبان در مزارشریف کشف شدند، ۱۹۹۸.
در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸، نیروهای طالبان پس از
شکستهای موقت در برابر ائتلاف شمال، کشتارهای گستردهای را علیه جوامع شیعۀ هزاره
در مزارشریف، هزارهجات و بامیان انجام دادند که در نتیجۀ آن هزاران نفر کشته
شدند. در همین دوره، القاعده تحت حمایت طالبان حضور خود را در افغانستان گسترش داد
و اردوگاههای آموزشی ایجاد کرد. این وضعیت نگرانیهای بینالمللی را افزایش داد و
در نهایت، شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامۀ ۱۲۶۷ تحریمهایی را اعمال
کرد که شامل محدودیتهای تسلیحاتی نیز میشد و انزوای بینالمللی حکومت طالبان را
بیشتر ساخت.
۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ — تحریمهای سازمان ملل متحد و قحطی
کاروانهای
سازمان ملل متحد در میان خشکسالی و محدودیتهای طالبان کمکهای غذایی توزیع میکنند،
۲۰۰۰.
قطعنامههای ۱۲۶۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد
در اکتوبر ۱۹۹۹ و ۱۳۳۳ در دسمبر ۲۰۰۰، به دلیل پناه دادن طالبان به القاعده و
خودداری از تحویل اسامه بن لادن، تحریمهایی از جمله مسدود کردن داراییها،
ممنوعیت سفر و تحریم تسلیحاتی را علیه طالبان وضع کردند. این تحریمها در کنار یک
خشکسالی شدید سهساله، فشار بیشتری بر اقتصاد و بخش زراعت افغانستان وارد کرد.
کمبود شدید مواد غذایی، سوءتغذیه و بیجاشدن گستردۀ مردم، افغانستان را با یک
بحران جدی بشری روبهرو ساخت.
۹ سپتمبر ۲۰۰۱ — ترور احمدشاه مسعود
احمدشاه
مسعود، فرمانده ائتلاف شمال، توسط اعضای القاعده کشته شد، ۲۰۰۱.
در ۹ سپتمبر ۲۰۰۱، دو عضو القاعده که خود را
خبرنگار معرفی کرده بودند، هنگام مصاحبه با احمدشاه مسعود، فرمانده ائتلاف شمال،
در محل اقامت او در خواجهبهاءالدین، بمبی را که در کمرۀ شان پنهان کرده بودند
منفجر کردند. مسعود که به «شیر پنجشیر» شهرت داشت و یکی از مهمترین مخالفان نظامی
طالبان بود، بر اثر جراحات ناشی از این حمله جان باخت. ترور او دو روز پیش از
حملات ۱۱ سپتمبر در ایالات متحده صورت گرفت و مقاومت علیه طالبان را بهطور قابل
توجهی تضعیف کرد.
۱۱ سپتمبر و ۷ اکتوبر ۲۰۰۱ — حملات ۱۱ سپتمبر و تهاجم ایالات متحده به
افغانستان
برجهای
دوقلوی مرکز تجارت جهانی در ایالات متحده در آستانۀ فروپاشی.
در ۷ اکتوبر ۲۰۰۱، پس از آنکه طالبان از تحویل
اسامه بن لادن خودداری کردند، نیروهای امریکایی و بریتانیایی عملیات «آزادی
پایدار» را آغاز کردند. نیروهای ایالات متحده با همکاری ائتلاف شمال و با استفاده
از نیروی هوایی و نیروهای ویژه، تا دسمبر ۲۰۰۱ حکومت طالبان را سرنگون کردند.
توافقنامۀ بن که از ۲۷ نومبر تا ۵ دسمبر برگزار شد و با قطعنامۀ ۱۳۸۳ سازمان ملل
متحد مورد تأیید قرار گرفت، ادارۀ موقت افغانستان به رهبری حامد کرزی را برای
هدایت روند انتقال سیاسی کشور ایجاد کرد.
۷ اکتوبر ۲۰۰۱ — آغاز عملیات آزادی پایدار
نیروهای
ویژۀ ایالات متحده در جریان عملیات با فرماندهان ائتلاف شمال هماهنگی میکنند.
نیروهای امریکایی و بریتانیایی بمباران مواضع
طالبان و القاعده را آغاز کردند؛ عملیاتی که سرآغاز طولانیترین جنگ امریکا شد.
تیمهای شبهنظامی سازمان استخبارات مرکزی امریکا (CIA) و نیروهای ویژه با فرماندهان ائتلاف شمال همکاری
کردند و با فراهم کردن حمایت هوایی و کمکهای مالی، نیروهای مخالف طالبان را برای
پیشروی حمایت کردند. ترکیب حملات دقیق هوایی و عملیات زمینی ائتلاف شمال، خطوط
دفاعی طالبان را درهم شکست و در مدت چند هفته به فروپاشی حکومت آنان انجامید.
نیروی هوایی و نیروهای عملیات ویژۀ ایالات متحده در کنار نیروهای ائتلاف شمال، نقش
مهمی در سقوط سریع حکومت طالبان تا پایان سال ۲۰۰۱ داشتند. با این حال، اسامه بن
لادن در جریان جنگ در شرق افغانستان موفق شد به پاکستان فرار کند.
۵ دسمبر ۲۰۰۱ — توافقنامۀ بن
گروههای افغان در نشستی در آلمان، بدون حضور
طالبان و برخی گروههای دیگر مانند حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، بر سر تشکیل یک
حکومت موقت به رهبری حامد کرزی به توافق رسیدند. کرزی پس از حملات ۱۱ سپتمبر از
پاکستان به افغانستان بازگشته بود. نیروی بینالمللی کمک به امنیت (آیساف) نیز
ایجاد شد که در ابتدا فعالیت آن به کابل محدود بود و بعداً تحت فرماندهی ناتو قرار
گرفت. ایران که در پی تأثیرگذاری بر افغانستان پس از طالبان بود، از طریق روابط
خود با ائتلاف شمال به دستیابی به این توافق کمک کرد. روند بن نشاندهندۀ توافق
گستردۀ بینالمللی دربارۀ آیندۀ افغانستان بود، اما طالبان بهطور کامل از این
روند کنار گذاشته شدند؛ تصمیمی که در سالهای بعد به بازگشت و گسترش شورش طالبان
کمک کرد.
مرحله سوم — ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۶: دولتسازی، مداخلۀ بینالمللی و
بازگشت طالبان
جنوری ۲۰۰۴ — تصویب قانون اساسی
رئیسجمهور حامد کرزی قانون اساسی جدید را به
محمد ظاهر شاه، پادشاه پیشین افغانستان، نشان میدهد، ۲۰۰۴.
لویۀ جرگهای با حضور ۵۰۲ نماینده، قانون اساسی
جدید افغانستان را تصویب کرد که نظام «جمهوری اسلامی» با یک نظام ریاستی قدرتمند
را برای کشوری با اقوام مختلف ایجاد کرد. این قانون اساسی حقوق برابر زنان و مردان
را تضمین کرد که تغییر مهمی نسبت به دورۀ حکومت طالبان بود و همچنین کرسیهایی را
برای زنان در پارلمان اختصاص داد. رئیسجمهور کرزی قانون اساسی را امضا کرد؛
قانونی که با وجود نگرانی برخی رهبران و چهرههای قدرتمند محلی، بخش زیادی از قدرت
را در کابل متمرکز ساخت. این قانون اساسی به پایۀ حقوقی نظام سیاسی افغانستان پس
از سال ۲۰۰۱ تبدیل شد و تلاشهای دولتسازی کشور را در دو دهۀ بعد هدایت کرد.
۹ اکتوبر ۲۰۰۴ — نخستین انتخابات دموکراتیک
حامد کرزی در لویۀ جرگۀ کابل بهعنوان رئیس
ادارۀ انتقالی سوگند یاد میکند، ۲۰۰۲.
در ۹ اکتوبر ۲۰۰۴، حامد کرزی با کسب ۵۵.۴ درصد
آرا، در نخستین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شد.
این انتخابات توسط هیئت مشترک مدیریت انتخابات برگزار شد. بیش از هشت میلیون
افغان، با وجود تهدیدهای طالبان، در انتخابات شرکت کردند و حضور زنان، حتی در
مناطق محافظهکار جنوب کشور، چشمگیر بود. طالبان نتوانستند حملات هماهنگ و گستردهای
را علیه انتخابات انجام دهند. این انتخابات یکی از مهمترین تحولات سیاسی
افغانستان و نخستین انتخابات سراسری پس از انتخابات پارلمانی سال ۱۹۶۹ بود.
۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ — گسترش شورش طالبان
گشت نیروهای آیساف ناتو در ولایت کندز، ۲۰۰۸.
از پایگاههای خود در جنوب، بهویژه در هلمند و
قندهار، طالبان تا سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ حملات خود را گسترش داده و شورش آنان به
بخشهای مختلف کشور کشیده شد. طالبان همچنین از پناهگاههای امن در مناطق قبایلی
پاکستان در امتداد خط دیورند استفاده میکردند. ناتو در جولای ۲۰۰۶ مسئولیت
فرماندهی عملیات در جنوب افغانستان را به عهده گرفت. شمار حملات انتحاری بهطور
چشمگیری افزایش یافت و به ۱۳۹ مورد رسید، در حالی که تنها در سال ۲۰۰۶ بیش از یک
هزار غیرنظامی کشته شدند. فساد گسترده و ضعف حکومتداری نیز اعتماد مردم به حکومت
افغانستان را بیشتر تضعیف کرد.
۱ دسمبر ۲۰۰۹ — افزایش نیروهای امریکایی در افغانستان
رئیسجمهور بارک اوباما در یک سخنرانی تلویزیونی
در اکادمی نظامی ایالات متحده در وستپوینت، اعزام ۳۰ هزار نیروی اضافی امریکایی
به افغانستان را اعلام کرد. با این افزایش، شمار نیروهای نظامی امریکا در
افغانستان به حدود ۱۰۰ هزار نفر رسید. هدف از افزایش نیروها، جلوگیری از پیشروی
طالبان و بهبود وضعیت امنیتی، بهویژه در جنوب افغانستان بود. همزمان، اوباما
اعلام کرد که خروج نیروهای امریکایی از جولای ۲۰۱۱ آغاز خواهد شد و برای نخستین بار یک جدول زمانی
مشخص برای کاهش نیروها ارائه کرد. اگرچه افزایش نیروها در چندین منطقه فعالیتهای
طالبان را مختل کرد، اما نتوانست دستاوردهای پایدار در کنترل مناطق به همراه داشته
باشد.
نومبر ۲۰۱۰ — برنامۀ انتقال لیزبون
در نشست سران ناتو در لیسبون در نومبر ۲۰۱۰،
رهبران کشورهای عضو بهطور رسمی توافق کردند که مسئولیت کامل امنیت افغانستان تا
پایان سال ۲۰۱۴ به نیروهای افغان سپرده شود. این تصمیم آغاز روند تدریجی انتقال
مسئولیتهای امنیتی از نیروهای بینالمللی به نیروهای افغان را نشان میداد. ناتو
این جدول زمانی را بهعنوان بخشی از راهبرد درازمدت خود برای افغانستان اعلام کرد.
با این حال، نگرانیهایی وجود داشت که آیا نیروهای امنیتی افغان پس از خروج
نیروهای رزمی بینالمللی میتوانند بهگونه مستقل با چالشهای امنیتی کشور مقابله
کنند یا خیر.
۱۸ جون ۲۰۱۳ — تکمیل انتقال مسئولیتهای امنیتی
در ۲ می ۲۰۱۱، نیروهای امریکایی در عملیاتی بر
یک محل اقامت در ایبتآباد پاکستان، اسامه بن لادن را کشتند. این رویداد بار دیگر
توجهها را به پناهگاههای امن گروههای مسلح در پاکستان و نقش دوگانۀ سازمان
استخبارات این کشور جلب کرد. این عملیات بازتاب گستردۀ بینالمللی داشت و بحثها
در ایالات متحده دربارۀ آیندۀ مأموریت نظامی این کشور در افغانستان و برنامههای
خروج نیروها را دوباره افزایش داد.
۲ می ۲۰۱۱ — کشته شدن اسامه بن لادن
۲۰ سپتمبر ۲۰۱۱ — ترور برهانالدین ربانی
در ۲۰ سپتمبر ۲۰۱۱، برهانالدین ربانی، رئیسجمهور
پیشین افغانستان و رئیس شورای عالی صلح، در منزلش در کابل توسط یک حملهکنندۀ
انتحاری که خود را نمایندۀ طالبان معرفی کرده بود، ترور شد. مواد انفجاری که در
دستار حملهکننده پنهان شده بود، ربانی را در محل کشت. مقامهای افغان شبکۀ حقانی
و سازمان استخبارات پاکستان (ISI) را مسئول این حمله دانستند. ترور ربانی تلاشها
برای مصالحه و پیشبرد مذاکرات صلح را تضعیف کرد.
در ۱۸ جون ۲۰۱۳، نیروهای افغان مسئولیت امنیت
سراسر کشور را به عهده گرفتند و مسئولیت امنیت ۹۵ ولسوالی باقیمانده نیز از
نیروهای آیساف ناتو به آنان سپرده شد. همزمان، طالبان دفتر سیاسی خود را در دوحه،
قطر، افتتاح کردند. استفاده طالبان از عنوان «امارت اسلامی افغانستان» در این دفتر
با واکنش شدید رئیسجمهور کرزی روبهرو شد. کرزی در اعتراض به این موضوع، گفتوگوهای
دوجانبه با واشنگتن دربارۀ توافق امنیتی را به حالت تعلیق درآورد.
نیروهای
امنیتی افغان مسئولیت اصلی عملیات جنگی را به عهده میگیرند.
۲۱ سپتمبر ۲۰۱۴ — حکومت وحدت ملی
در ۲۱ سپتمبر ۲۰۱۴، پس از ماهها اختلاف بر سر
نتایج انتخابات، اشرف غنی و عبدالله عبدالله با میانجیگری ایالات متحده توافق
تقسیم قدرت را امضا کردند. بر اساس این توافق، حکومت وحدت ملی تشکیل شد و عبدالله
عبدالله بهعنوان رئیس اجرائیه تعیین گردید. با این حال، اختلافات سیاسی میان دو
طرف بارها روند تصمیمگیری در حکومت را با مشکل روبهرو ساخت.
رئیسجمهور اشرف غنی و رئیس اجرائیه عبدالله
عبدالله حکومت مشترک را تشکیل میدهند، ۲۰۱۵.
۱۳ اپریل ۲۰۱۷ — استفاده از مادر تمام بمبها
در ۱۳ اپریل ۲۰۱۷، نیروهای امریکایی بمب GBU-43/B را که
به «مادر تمام بمبها» شهرت دارد و یکی از قدرتمندترین بمبهای غیرهستهای است، بر
مجموعهای از تونلهای منسوب به شاخۀ خراسان گروه داعش در ولسوالی اچین ولایت
ننگرهار پرتاب کردند. رئیسجمهور دونالد ترمپ صلاحیت بیشتری برای انجام عملیات
نظامی به فرماندهان امریکایی داده بود. بر اساس گزارشها، در این حمله ۹۶ جنگجو
کشته شدند. این حمله در عین حال نشاندهندۀ ادامۀ ناامنی، ظهور شاخۀ خراسان داعش و
ادامۀ نقش نظامی امریکا در افغانستان بود؛ جایی که در آن زمان نزدیک به ۹ هزار
نیروی امریکایی حضور داشتند.
۲۹ فبروری ۲۰۲۰ — توافق امریکا و طالبان (توافقنامۀ دوحه)
در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ
ایالات متحده، و ملا عبدالغنی برادر، رئیس دفتر سیاسی طالبان، توافقنامۀ مهمی را
در دوحه، قطر، امضا کردند. بر اساس این توافق، ایالات متحده متعهد شد نیروهای خود
را در مدت ۱۴ ماه از افغانستان خارج کند و در مقابل، طالبان تعهداتی در زمینۀ
مبارزه با تروریزم و آغاز مذاکرات بینالافغانی پذیرفتند. حکومت افغانستان در
مذاکرات مستقیم میان امریکا و طالبان حضور نداشت. با وجود این مذاکرات، خشونت علیه
نیروهای افغان و غیرنظامیان همچنان ادامه یافت.
زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ایالات متحده، و
نمایندگان طالبان توافقنامۀ دوحه را امضا میکنند، ۲۰۲۰.
۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰ — آغاز مذاکرات بینالافغانی
در ۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰، نمایندگان طالبان و هیئت
جمهوری اسلامی افغانستان، پس از ماهها تأخیر در روند آزادی زندانیان، برای نخستین
بار در دوحه، قطر، بهگونه مستقیم با یکدیگر دیدار کردند. این مذاکرات با میانجیگری
قطر و ایالات متحده با هدف دستیابی به یک چارچوب سیاسی برای افغانستان پس از خروج
نیروهای خارجی آغاز شد. اختلافات عمیق بر سر نظام سیاسی آینده—دیدگاه طالبان برای ایجاد امارت اسلامی در برابر
نظام جمهوری مبتنی بر قانون اساسی—مانع پیشرفت
مذاکرات شد، در حالی که خشونت در سراسر کشور همچنان ادامه داشت.
مذاکرات
صلح بینالافغانی در دوحه، ۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰.
۱۴ اپریل ۲۰۲۱ — اعلام خروج نیروهای امریکایی توسط بایدن
در ۱۴ اپریل ۲۰۲۱، رئیسجمهور جو بایدن اعلام
کرد که تمام ۲۵۰۰ نیروی باقیماندۀ امریکایی تا ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱، همزمان با
بیستمین سالگرد حملات ۱۱ سپتمبر، از افغانستان خارج خواهند شد؛ بدون اینکه این
خروج به وضعیت جنگ یا پابندی طالبان به تعهدات شان مشروط باشد. بایدن ضربالاجل
اول می را که بر اساس توافقنامۀ دوحه در دورۀ حکومت ترمپ تعیین شده بود، تغییر
داد و اعلام کرد که «زمان پایان دادن به طولانیترین جنگ امریکا فرا رسیده است.»
این تصمیم آغاز مرحلۀ نهایی خروج نظامی بینالمللی از افغانستان را رقم زد.
۱۵ آگست ۲۰۲۱ — سقوط کابل
در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، نیروهای طالبان بدون مقاومت
وارد کابل شدند و رئیسجمهور اشرف غنی کشور را ترک کرد. با فروپاشی نیروهای امنیتی
در سراسر کشور، نظام جمهوری اسلامی افغانستان در مدت کوتاهی سقوط کرد. طالبان ارگ
ریاستجمهوری را تصرف کرده و پیروزی خود را اعلام کردند و به دو دهه دولتسازی با
حمایت ایالات متحده پایان دادند. هزاران نفر برای خروج از کشور به میدان هوایی
کابل هجوم بردند. سقوط کابل پایان جمهوری اسلامی افغانستان و پایان بیست سال حضور
و مداخلۀ بینالمللی در افغانستان را رقم زد.
۳۰ آگست ۲۰۲۱ — خروج آخرین سرباز امریکایی
در ۳۰ آگست ۲۰۲۱، آخرین نیروهای امریکایی
افغانستان را ترک کردند و روند خروجی که در اوایل همان سال اعلام شده بود، تکمیل
شد. با خروج آنان، نزدیک به دو دهه حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان به پایان
رسید.
جنرال
کریس دوناهیو، آخرین نظامی امریکایی که افغانستان را ترک کرد، ۳۰ آگست ۲۰۲۱.
سپتمبر ۲۰۲۱ — تشکیل حکومت طالبان
در ۷ سپتمبر ۲۰۲۱، طالبان حکومت موقت خود را
اعلام کردند که تمام اعضای آن مرد و بیشتر آنان روحانیون بودند. ملا محمد حسن
آخند، از افراد نزدیک به ملا محمد عمر، بهعنوان رئیسالوزرا تعیین شد و شماری از
چهرههای شبکۀ حقانی نیز مقامهای مهمی را در حکومت به دست گرفتند، از جمله سراجالدین
حقانی که بهعنوان وزیر داخله تعیین شد. در ماههای بعد، محدودیتهای شدید بر
آموزش و کار زنان دوباره اعمال شد. در مارچ ۲۰۲۲، دختران از ادامۀ آموزش در مکاتب
متوسطه و لیسه محروم شدند و بعداً زنان از کار در بیشتر مؤسسات غیردولتی نیز منع
شدند.
نیروهای
طالبان در ارگ ریاستجمهوری در کابل، آگست ۲۰۲۱.
دسمبر ۲۰۲۲ — محرومیت زنان از پوهنتون ها
در مارچ ۲۰۲۲، طالبان آموزش دختران در مکاتب
متوسطه و لیسه را ممنوع کردند و از وعدههای پیشین خود برای در پیش گرفتن سیاستهای
نرمتر فاصله گرفتند. در ۲۰ دسمبر ۲۰۲۲، طالبان تحصیل زنان در دپوهنتون ها را نیز ممنوع کردند و محدودیتها بر کار زنان
را گسترش دادند؛ اقداماتی که با محکومیت گستردۀ بینالمللی روبهرو شد. سازمان ملل
متحد محرومیت سیستماتیک زنان و دختران را «آپارتاید جنسیتی» توصیف کرده است. با
وجود ادامۀ کمکهای بشردوستانه و تعامل جامعۀ جهانی با طالبان، این گروه امتیاز
سیاسی قابل توجهی نداد.
نیروهای
امنیتی در ۲۱ دسمبر ۲۰۲۲ از ورود محصلین دختر به پوهنتون کابل جلوگیری میکنند.
۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ — چالش بهرسمیتشناسی
در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، هیچ کشوری حکومت طالبان
را بهطور رسمی به رسمیت نشناخت، هرچند کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و
پاکستان روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با طالبان ادامه دادند. شاخۀ خراسان
داعش نیز به حملات مرگبار خود، از جمله علیه شیعیان هزاره، ادامه داد و به یکی از
مهمترین تهدیدهای امنیتی برای حکومت طالبان تبدیل شد. گفتوگوهای منطقهای و بینالمللی،
بهویژه نشستهای سازمان ملل متحد در دوحه، بیشتر بر ثبات و مبارزه با تروریزم
تمرکز داشتند، در حالی که نگرانیها دربارۀ وضعیت حقوق بشر همچنان ادامه داشت.
نمایندۀ امارت اسلامی افغانستان در امارات متحدۀ
عربی، ۲۱ آگست ۲۰۲۴.
۲۰۲۵ — تحکیم حاکمیت و ادامۀ مقاومت
تا سال ۲۰۲۵، طالبان حاکمیت خود را بر تمام ۳۴
ولایت افغانستان تحکیم کردند و عملیات نظامی علیه گروههای مسلح مخالف، از جمله
جبهۀ مقاومت ملی، ادامه یافت. با این حال، مشکلات جدی اقتصادی همچنان ادامه داشت؛
تولید ناخالص داخلی حدود ۳۰ درصد کاهش یافته بود، بیکاری از ۴۰ درصد بیشتر بود و
بیش از ۹۰ درصد مردم با ناامنی غذایی روبهرو بودند. محدودیتها بر حقوق زنان نیز
بدون تغییر اساسی ادامه یافت. کشورهای منطقه، از جمله پاکستان، چین، ایران و
روسیه، روابط تجارتی و دیپلماتیک خود را با طالبان ادامه دادند. در جولای ۲۰۲۵،
روسیه نخستین کشوری شد که حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت شناخت.
نیروهای
مخالف طالبان در پنجشیر آموزش نظامی میبینند، ۲ سپتمبر ۲۰۲۱.
فبروری ۲۰۲۶ — آیندۀ نامعلوم
در فبروری ۲۰۲۶، افغانستان وارد پنجمین سال
حاکمیت دوبارۀ امارت اسلامی شد. طالبان همچنان قدرت را در دست داشتند، اما از نظر
دیپلماتیک تا حد زیادی در انزوا قرار داشتند و روسیه تنها کشوری بود که حکومت
طالبان را بهطور رسمی به رسمیت شناخته بود. کمکهای بشردوستانۀ سازمان ملل متحد و
مؤسسات غیردولتی همچنان برای میلیونها افغان حیاتی بود و اقتصاد کشور نیز با
مشکلات جدی روبهرو بود. بیش از ۲۳ میلیون نفر با گرسنگی شدید روبهرو بودند.
آیندۀ کشور همچنان نامعلوم بود؛ در میان تلاش طالبان برای کسب بهرسمیتشناسی بینالمللی،
نقض حقوق بشر و گسترش فقر.
مهاجران افغان در یک کمپ در نزدیکی گذرگاه تورخم
منتظر ثبتنام هستند، ۴ نومبر
۲۰۲۳.
